السيد علي الشهرستاني ( مترجم : هادى حسينى )

59

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى )

عامل دوم ، نظرى است كه عمر بن خطاب آن را مطرح ساخت . رأى عُمر را از دو متن زير مىتوان به دست آورد : الف ) از عُرْوَة بن زُبَير نقل شده است كه : عمر بن خطاب مىخواست سننِ پيامبر را بنويسد در اين باره با اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله مشورت كرد ، آنان به نگارش آن اشاره كردند . عمر ، در كتابتِ سنّت يك ماه از خدا خير مىخواست ، سپس يك روز صبح كه خدا عزمش را جزم كرد ، گفت : مىخواستم سنن را بنويسم ، قومى را به ياد آوردم كه پيش از شما بودند كتاب‌هايى نوشتند و به آنها مشغول شدند و كتاب خداى متعال را رها كردند ! به خدا سوگند ، من هرگز كتابِ خدا را به چيزى نمىپوشانم ( و مشتبه نمىسازم ) « 1 » . و از يحيى بن جَعْدَه روايت شده كه : عمر بن خطاب مىخواست سنت را بنويسد سپس برايش آشكار گشت كه اين كار را نكند ، آن گاه به شهرها نوشت : هركس چيزى از سنّت نزدش هست ، آن را محو و نابود سازد « 2 » . ب ) از قاسم بن محمّد بن ابى بكر نقل شده است كه : به عمر خبر رسيد كه در دست مردم كتاب‌ها ( و نوشته‌هايى ) هست ، وى اظهار بىاطلاعى كرد و ناخوشايندش افتاد و گفت : اى مردم ، به من خبر رسيده كه در

--> ( 1 ) . الجامع ( معمر بن راشد ) 11 : 257 ؛ صنَّف عبدالرزاق 11 : 258 ، حديث 20484 ؛ تقييد العلم : 49 ؛ المدخل إلى السنن الكبرى 1 : 47 . ( 2 ) . كنز العمّال 10 : 292 ، حديث 28476 ؛ تقييد العلم : 53 ؛ حجيّة السنّة : 395 .